دکتر و پزشک زیبایی و جراح پلاستیک



به گزارش همشهری آنلاین بوسیله نقل از مجله ایران، این رخداد شامگاه ۸ اسفند سال گذشته در خیابان ولیعصر تهران صورت داد و پسر شباب بوسیله نام علیرضا از سوی این شوفر مافوق پژمان شد و ۱۰ روز بعد درون بیمارستان جان باخت. راننده ۲۰۷ که فراری بود، مدتی بعد دستگیر شد و تو حالی که مدعی بود بوسیله عمد این حکم را نکرده، پرونده اش با اتهام قتل عمد بخاطر محاکمه به دادگاه کیفری فرستاده شد.

در ابتدای مجمع تحقیق در شعبه دوم دادگاه کیفری و پس از قرائت کیفرخواست، بابا و مادر مقتول بوسیله عنوان اولیای دم در جایگاه مجهز شدند و برای بازپرس درخواست اشد مجازات و قصاص کردند. پدر مقتول گفت: پسرم در یک شرکت حوالی خیابان کریمخان کار می کرد. شب حادثه از محل کارش خارج شد تا بوسیله ساختمان بیاید اما دوره راسته ولیعصر شوفر ۲۰۷ جلوی خودروی پسرم پیچید و همین موضوع باعث درگیری لفظی بین آنها شد. بعد متهم در یک کوچه بن بست پسرم را دامن گرفت. اگر دوربین های مداربسته خبرگزاری ایرنا در خیابان ولیعصر این سرگذشت را ضبط نکرده بود، ما همچنان باید ظهر قاتل فرزندمان می گشتیم. فرزند ما بومی دعوا و درگیری و عاصی این حادثه نبود. بوسیله همین فکر خواهان قصاص متهم هستیم.

در این طی قضات از پدر و مادر مقتول خواستند تا قدری بیشتر درباره درخواست خویشتن خیال کنند و اگر می توانند رضایت دهند اما آنها پذیرش نکردند و مشتاق صدور حکم قصاص شدند.

داخل ادامه شانس به متهم رسید. او درون دفاع از خود گفت: یک تصادم باعث مرگ این جوان شد. من و نامزدم سوار ماشین غلام بودیم. مقتول هم با سامان خودش در حال گذر وجود که ما یک جایی به غم رسیدیم. او فکر کرد غلام می خواهم جلوی او بپیچم و عصبانی شد. نگاهی کرد و من تامل کردم ترانه دارد با من اسیر شود. بحثی بین ما در گرفت و من اصلاً نمی دانم چرا آنقدر عصبانی شد. او به سمت من یورش آورد و من تیمار بوسیله سمت خیابان مجلسی پیچیدم که موضوع تمام شود.

او دنباله رحم: زیرا نامزدم کنارم بود، نمی خواستم درگیری ایجاد شود. اما وقتی داخل خیابان پیچیدم آنجا بن مسدود بود. مقتول اندوه پشت خودروی ما آمد و من را گیر انداخته و با همان حالت جاهل غریزی به سمت من یورش آورد. من ترسیدم و بلافاصله دنده متعاقب گرفتم تا از محله خارج منحوس اما راه را بسته بود و نمی شد رفت. وقتی از خودرو پیاده شد، به سمتم آمد. من در حالی که دنده عقب گرفته بودم که بروم، مقتول خودش را روی خودروی غلام انداخت و به سامان غلام می کوبید. سرعتم اصلاً بیش نبود. فقط می خواستم خودم را نجات دهم. نمی دانم چه شد که او روی زمین افتاد و سپس من فرار کردم. او فقط پرت شد. غلام او را والا نگرفتم.

متهم گفت: الان بابت اتفاقی که افتاده است ناراحتم و از خانواده اش عذرخواهی می کنم و درخواست رحمت دارم. من پسر آنها را نمی شناختم و هیچ دشمنی با آنها نداشتم. من فقط ترسیده بودم و فرارم بی آرامی به خیال ترسم وجود. اشتباه کردم. باید او را بوسیله بیمارستان می رساندم.

درون دنباله وکیل مدافع قاضی داخل جایگاه قرار گرفت و خواستار تبرئه موکلش از قتل عمدی شد و گفت که موکلش مشیت و انگیزه ای بخاطر جنایت نداشته و این مرگ یک تصادم بوده است.

با انتها جلسه دادگاه، هیأت قضات برای صدور رأی ضبط داخل شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران خبردار مرید شدند.

آخرین جستجو ها